ای که هر لحظه تمنای رخ یار کنی...شده آیا به عمل هم تو کمی کار کنی؟
چيکــ ... چيکـــ چيکـــ... چيکـــ چيکــ چيکـــ چيکــ... چيکـ چيکـ چيکـ چيکـ چيکــ چيکــ... چيک چيکــ چيکـ چيکــ چيکــ چيکـ چيکـ چيکــ... اينجوريــه که بارونــــ شروعــ ميشه مثلـــ زندگيـــ ... مثلـــ آدما ... مثـلــ دوستـــ داشتنـــ ... مثلـــ عشقـــــ ... زمان بی خبری ... من بودم و خودم و اسباب بازی هایم و شاید آبنبات چوبی ... دنیای کوچکم ... مدتیست دنبال دنیای کوچکم می گردم ... آنقدر دور شدم که ... من ... گشتم و نیافتمش ... کاش او خود به سراغم می آمد !!! کاش ... !!! نمي دانم ... همين قدر مي دانم كه باران صداي پاي اجابت است ... و خدا ... با همه ي جبروتش دارد ناز مي خرد ... نياز كن .... صداي پاي عيد مي آيد ... عيد قربان عيد پاكترين عيدهاست ... عيد سر سپردگي و بندگي است ... عيد برآمدن انساني نو ... از خاكسترهاي خويشتن خويش است ... عيد قربان عيد نزديك شدن دل هايي است ... كه به قرب الهي رسيده اند ... عيد قربان عيد برآمدن روزي نو و انساني نو است ... عيدتون مبارك ...
مثل خواب دم صبح و چنان بی تابم ، که دلم می خواهد بدوم تا ته دشت ، بروم تا سر کوه دورها آوایی ست که مرا می خواند . . . طول و عرض و ارتفاع و بعد های دیگر خیال را رنگ می زنم![]()
یک وقت هایی باید
روی یک تکه کاغذ بنویسی
تـعطیــل است ...
و بچسبانی پشت ش...یشه ی افـکارت
باید به خودت استراحت بدهی
دراز بکشی
دست هایت را زیر سرت بگذاری
به آسمان خیره شوی
و بی خیال ســوت بزنی ...
در دلـت بخنــدی
به تمام افـکاری که
پشت شیشه ی ذهنت
صف کشیده اند ...
آن وقت با خودت بگویـی
بگذار منتـظـر بمانند
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |

